گلچینسار شعر و ادب

متن مرتبط با «دمنه» در سایت گلچینسار شعر و ادب نوشته شده است

حکایت زاهد و موش( بریده‌یی از کلیله و دمنه به فارسی امروز)

  • نیلوبلاگ

    گویند زاهدی که دعایش برآورده می‌شد در کنار جوی آبی نشسته بود. بچه موشی از منقار پرنده‌یی شکاری رها شد و در کنار او بر زمین افتاد. زاهد از روی مهربانی او را از زمین برگرفت و در برگ درخت پیچید و به خانه بُرد. برای جلوگیری از وحشت یا انزجار اهالی خانه از حضور بچه موش و واکنش ناخوشایند آنها و آزار رسیدن به حیوان لختی در فکر فرو رفت و سپس با خواندن دعایی از خداوند بزرگ استدعا کرد که او را به انسان تبدیل کند. خداوند آرزوی او را برآورد و آن بچه موش به دختربچه‌یی تبدیل شد زیباروی و خوش‌اندام، با رخ...

    ادامه مطلب
  • کلیله و دمنه به فارسی امروز

  • نیلوبلاگ

    برگردان کامل کتاب کلیله و دمنه به فارسی فاخر امروزی بدون هیچ نثر یا شعر عربی و حاوی بیش از ششصد بیت شعر فارسی متناسب با جای جای متن. پدید آورنده غلامرضا مختاری اسکی. انتشارات شباهنگ. بهار 1403 کلیله و دمنه به فارسی امروز در واقع نسخهی امروزی همان کلیله و دمنهی معروفی است که همگان قادر به خواندن آن نیستند. اما این یکی را همه میتوانند بخوانند، آن هم به تمامی، و از خواندن تمام متن، از حکایات و اشعار گرفته تا اندرزهای اخلاقی لذت ببرند. تنها کافی است سوادی در حد روزنامه خوانی داشته باشند. حیف است زبان مادری ما فارسی باشد و بدونِ خواندن کامل دست کم یکی از شاهکارهای بیبدیل فارسی جهان را بدرود گوییم. متن این اثر (چه نثر و چه نظم) روان، قابل فهم و فاخر است (نه سطحی یا کودکانه) و فاقد هرگونه عبارات عر...

    ادامه مطلب
  • حکایت زاهد و موش( بریدهیی از کلیله و دمنه به فارسی امروز)

  • نیلوبلاگ

    گویند زاهدی که دعایش برآورده میشد در کنار جوی آبی نشسته بود. بچه موشی از منقار پرندهیی شکاری رها شد و در کنار او بر زمین افتاد. زاهد از روی مهربانی او را از زمین برگرفت و در برگ درخت پیچید و به خانه بُرد. برای جلوگیری از وحشت یا انزجار اهالی خانه از حضور بچه موش و واکنش ناخوشایند آنها و آزار رسیدن به حیوان لختی در فکر فرو رفت و سپس با خواندن دعایی از خداوند بزرگ استدعا کرد که او را به انسان تبدیل کند. خداوند آرزوی او را برآورد و آن بچه موش به دختربچهیی تبدیل شد زیباروی و خوشاندام، با رخساری که چون آفتاب هر تیرگی حتی به تیرگی قعر چاه را روشن میکرد و زلفش فروزانتر ازخرمن ماه بود. سپس او را به نزد یکی از مریدانش برد و دستور داد که او را مانند فرزندی عزیز تربیت کند. آن مرد به احترام فرمان پیر...

    ادامه مطلب