خرید بک لینک

ناله ی مرغ گرفتار

نه گرفتار بود هر که فغانی دارد

ناله ی مرغ گرفتار نشانی دارد

راز عشق آن نبود کس به اشارت گوید

سر این نکته ی سربسته نشانی دارد

غیرتم پیش تو نگذاشت که گویم بد غیر

ورنه هر کس که ببینی تو زبانی دارد

شدم انگشت نما در همه ی شهر آیا

هر که چشمش به تو افتاد نشانی دارد

رحم بر جان خود از آه شرربارم کن

که به کف دامن تو سوخته جانی دارد

شعر فوق که مصرع اولش در جامعه مثل شد ه و بر زبان عوام جاری است از مجمر اصفهانی است

حسین طباطبایی زواره یی ملفب به مجمر اصفهانی در 1155 شمسی( 1190 قمری) در زواره استان اصفهان به دنیا آمد و در سن سی و سه سالگی و اوایل جوانی در 1188 شمسی ( 1225 قمری ) از دنیا رفت .بنابراین تصویر پیرمردی که تحت نام او در اینترنت وجود دارد قطعا از آن او نیست .در اکثر منابع سن او به هنگام وفات را سی و پنج قلمداد می کنند که این بر مبنای تاریخ قمری است و نمی تواند دقیق باشد . دست کم عدد سی و چهار دقیق تر است .

مجمر اصفهانی پس از تحصیل علم و ادب متداول در آن عصر به خدمت نشاط اصفهانی از دیگر شعرای بنام آن عصر در آمد و هم توسط او بود که به هنگام عزیمت فتح علی شاه به سوی جبهه ی جنگ ایران و روس ، به فتح علی شاه معرفی شد و چون خود شاه قاجار از شاعری بهر ه یی برده بود و طبع لطیفی داشت و شعر می سرود او را نواخت و به خدمت خود در آورد و بعدها به او لقب مجتهدالشعرا داد . چون برآمدن مجمر در هنگامه ی جنگ ایران و روس بود بسیاری از شعر های او در باره ی جنگ ایران و روس و تهییج و تشویق جنگجویان ایرانی و مدح فتح علی شاه به عنوان شاه پیروز است . البته عمر مجمر آنقدر نپایید که او شاهد شکست های شاه محبوب اش و عقد قرار داد خفت بار و نفرت انگیز ترکمن چای باشد و با همین خوش بینی ها جهان را بدورد گفت . او دارای قصاید و غزلیات و ترکیب بند و اشعاری در هجو و هزل هم هست . قصایدش به سبک خاقانی و انوری است و غزلیاتش به سبک سعدی و گاهی حافظ . شعرهای مثنوی اش هم به سبک تحفه العراقین است . متاسفانه قدرت و شهرت و ثروت انسان را چنان بی خود می کند که یاوران سابق اش را از یاد می برد و آنگونه که از منابع پیداست او نیز از این قاعده ی شوم مثتثنی نبود و با رسیدن به شهرت و ثروت نقش بانی این امر یعنی نشاط اصفهانی را فراموش کردو حتی علیه او دسیسه چید و او را با خود دشمن کرد تا این احتمال قوت گیرد که نشاط اصفهانی در مرگ زود هنگام او بی تاثیر نبوده است .

شعر معروف زیر هم از اوست :

افتاده به شهریم که ویرانه ندارد
یک شهر غریبیم و یکی خانه ندارد


جایی نه ، که گیرد دل دیوانه قراری
ویران شود آن شهر که میخانه ندارد


گه گوشه آبادی و گه کنج خرابی
آسوده کسی کو دل دیوانه ندارد


من بودم و دل ، کو سر افسانه ی ما داشت
فریاد که آن هم سر افسانه ندارد


آهسته رفیقان که به هر گام درین راه
گسترده دو صد دام و یکی دانه ندارد


عالم همه خود بیخود از آنند و گر نه
کاری به کس این نرگس مستانه ندارد


مستیم از این باده در این بزم که ساقی
می در قدح و باده به پیمانه ندارد


آئی پی تاراج دل ( مجمر ) و چیزی
جز نقش خیال تو درین خانه ندارد

برچسب: مجمر اصفهانی,اشعار مجمر اصفهانی,زندگینامه مجمر اصفهانی,دیوان مجمر اصفهانی,دیوان اشعار مجمر اصفهانی,شعر مجمر اصفهانی,دانلود دیوان مجمر اصفهانی, نویسنده: مانی رادمنش تاريخ: پنجشنبه 6 آبان 1395 ساعت: 14:10

صفحه بندی