مولانا سِیفُالدّین ابوالمَحامِد محمّد فَرغانی از شاعران ایرانی قرن هفتم و هشتم هجری بود، وی اصلاً از فرغانهی ماوراءالنهر بود که در دورهٔ سلطهٔ ایلخانان و مغولان در آسیای صغیر میزیست. وی در حالی که نزدیک به هشتاد سال داشت در سال ۷۴۹ هجری و در یکی از خانقاههای آقسرا وفات یافت.
این شعر زیبا از اوست که خطاب به مغولان مهاجم ستمگر سروده است و بیشک بر همه ی ستمگران در هر عصری جاری خواهد بود .
| هم مرگ بر جهان شما نیز بگذرد | هم رونق زمان شما نیز بگذرد | |
| وین بوِم محنت از پی آن تا کند خراب | بر دولت آشیان شما نیز بگذرد | |
| باد خزان نکبت ایّام ، ناگهان | برباغ و بوستان شمانیز بگذرد | |
| آب اجل که هست گلوگیر خاص و عام | برحلق و بردهانِ شمانیز بگذرد | |
| ای تیغتان چو نیزه برای ستم دراز | این تیزی سنان شما نیز بگذرد | |
| چون داد عادلان به جهان در بقا نکرد | بیداد ظالمان شما نیز بگذرد | |
| در مملکت چو غُرّش شیران گذشت و رفت | این عوعو سگان شما نیز بگذرد | |
| آنکس که اسب داشت غُبارش فرونشست | گرد سُم خران شما نیز بگذرد |
| بادی که در زمانه بسی شمعها بکُشت | هم بر چراغدان شما نیز بگذرد | |
| زین کاروان سرای ، بسی کاروان گذشت | ناچار کاروان شما نیز بگذرد | |
| ای مُفتخر به طالعِ مسعود خویشتن | تاثیر اختران شما نیز بگذرد | |
| این نوبت از کسان به شما ناکسان رسید | نوبت ز ناکسان شما نیز بگذرد | |
| بیش از دو روز بود از آن دگر کسان | بعداز دوروزاز آن شما نیز بگذرد | |
| بر تیر جورتان ز تحمّل سپر کنیم | تا سختیِ کمان شما نیز بگذرد | |
| در باغ دولت دگران بود مدّتی | این گُل ز گُلستان شما نیز بگذرد | |
| آبیست ایستاده در این خانه مال وجاه | این آب ناروان شما نیز بگذرد | |
| ای تو رمه سپُرده به چوپان گرگ طبع | این گُرگیِ شبان شما نیز بگذرد |
| پیل فنا که شاه بقا مات حُکم اوست | هم بر پیادگان شما نیز بگذرد | |
| ای دوستان خواهم که به نیکی دُعای سیف | یک روز بر زبان شما نیز بگذرد |
[۳]
برچسب:
نویسنده: مانی رادمنش